مامان بابا
سلام عسلک مامان، پسرم خیلی وقته میخوام عکسای جدیدت رو تو وبلاگ بگذارم ولی موفق نمیشم قول میدم فردا حتماً این کارو بکنم، الان یهویی دلم واست تنگ شد گفتم بیام وبلاگت پسرم الان حسابی بزرگ شدی و هر چی بزرگتر میشی شیرینتر میشی و دوست داشتنی تر کلی من و بابایی حال میکنیم وقتی بلند بلند میخندی و هی راههای ابتکاری برای خندوندنت کشف میکنیم دیروز تو که داشتی با خودت بازی میکردی یهو شروع کردی به گفتن مامان بابا یکبار میگفتی مامان مامان بعد میگفتی بابا بعد میگفتی باما خلاصه برا اینکه دلمون رو نشکنی یکبار مامان میگفتی یکبار بابا خیلی تو دل برو شدی عزیزکم بووووس ...
نویسنده :
مامان منصوره
11:04


